هدف از تشکیل اتحادیه ی جهانی آشوری ها
آشوریان قدیمی ترین قوم و ملتی هستند که موفق گردیدند در ازمنه ی بسیار باستانی تاریخ باقدرت ترین و معظم ترین امپراطوری تاریخ جهان را تاسیس و درخشان ترین تمدن بشری را بنیان گذاری نمایند . این ملت کهنسال تقریبا شش قرن قبل از میلاد مسیح و در اوج شکوفایی تمدن خویش استقلال و قدرت سیاسی مطلق خود را از دست داد و از آن تاریخ تا اوایل قرن بیستم و آغاز جنگ جهانی اول به مدت تقریبا بیست و پنج قرن زیر تازیانه های بیرحم زمان هزاران حادثه و فاجعه و اتفاق خانمان برانداز را بر پیکر خویش تحمل نمود . در این دوره ی طولانی این ملت بزرگ اگر چه از نظر سیاسی - اقتصادی با نقصان فاحش روبرو گشت ولی سیل حوادث و ضربات وحشت بار نتوانستند موجودیت او را از بین برده و نام او را از عرصه ی هستی بزدایند . دهه های آخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم سیل مصایب به سان طوفان خشمگین از هر سوی آشوریان را در مسیر خویش قرار داده بودند ولی این ملت بزرگ و اصیل هرچند از نظر عده ای قلیل گشته و انبوه نفراتش کاهش و وسعت سرزمین های اجدادی اش محدودیت غیر قابل تصوری یافته بود لیکن به رغم همه ی این مشکلات با سربلندی و افتخار همچنان در سرزمین هایی که اجدادش از آن سرزمین ها بر جهان هستی حکمفرمایی نموده بودند موجودیت خود را حفظ و همصدا با ملل به پا خواسته حق مسلم تاریخی خویش را مطالبه می نماید .
لطمات و ضرباتی که در قرن نوزدهم و قرن بیستم بر پیکر آشوریان وارد آمدند بسیار سنگین و هستی برانداز بودند . چون آشوریان در فاصله ی اواخر قرن نوزدهم تا جنگ جهانی اول و دوم و مخصوصا پس از جنگ جهانی اول علاوه بر اینکه با خصم بشریت مصاف نمودند از سوی هم پیمانان شان نیز بر مسلخ مطامع اقتصادی قربانی و وجه المصالحه گردیدند . خسران از دو سوی بود : منابع اقتصادی و انسانی در مصاف خصم قدرتمند به نابودی گراییده بودند و در صبح فرجام خصم نیز پیکر خسته و فرسوده ی این رزمندگان صدیق قرون خائنانه تقدیم دندان های تیز گرگان خون آشام گردیده بود . به همین دلیل در حالی که پایان جنگ جهانی اول برای ملل جهان صلح و آزادی و پایان جنگ جهانی دوم رفاه و پیشرفت های علمی و فنی به ارمغان آورد در این میان آنچه نصیب آشوریان گردید پراکندگی و بدبختی و نکبت و دربه دری بود . آشوریان در پی جنگ جهانی اول و دوم قسمت اعظم نیروی انسانی و منابع اقتصادی و از آن بدتر سرزمین های ملی و تمرکز خود را از دست دادند و با خواری از کنفرانس ها و مجامع بین المللی رانده شدند . به دنبال این اوضاع اسفبار آشوریان در حالیکه گران ترین میراث خود را که همان سرزمین اجدادی باشد از دست داده بودند در اقصی نقاط گیتی پراکنده گردیدند .
این ملت بزرگ و اصیل که دارای فضایل اخلاقی و شعور ذاتی و تحرک زاید الوصف و فرهنگ والایی است در کمتر از یک نسل موفق گردید در هر کجایی که قدم گذاشت خود را به طور انفرادی و اجتماعی بازسازی نموده و سازمان ها و بنیاد های ملی و فرهنگی خویش را اگر چه در مقیاسی محدود ، مستقر و از هر گوشه ای صدای موجودیت خود را به جهان برساند . ابرهای تیره ی ناامیدی پراکنده شده بود و نور امید دوباره قلب این ملت پراکنده را منور می ساخت و بالاتر از همه ی این ها آشوریان در فاصله ی تشکیل کنفرانس « ورسای » تا سال 1968 که در این سالن اولین کنگره ی ملی آشوریان در شهر « پو » از کشور فرانسه افتتاح شد ، به بزرگترین تجربه ی سیاسی خویش دست یافته بودند . آشوریان در فاصله ی کنفرانس « ورسای » تا کنگره ی « پو » در تنهایی خویش و طی دو نسل تفکر و اندیشه درد و بیماری قوم خود را پیدا کرده و علت قربانی شدن خویش از سوی دوست و دشمن را یافته بودند . علت چه بود و درد چه بود ؟
درد از نبود رهبری حاصل شده بود و علت ها نیز از همین کمبود ناشی می شدند . اگر آشوریان در زیر چتر رهبری شایسته و جامع و مانعی قرار گرفته بودند دچار این مصایب نمی گردیدند . اما رهبری جامع و مانع که بتواند ناجی قوم آشوری باشد چگونه رهبری می باشد .
آیا قدرتمندی روحانی با اتکا به نبوغ و فداکاری خود می تواند در سمت رهبری این مردم ظاهر و آنان را به سرچشمه ی آمال و آرزوهای ملی هدایت نماید ؟ یا سیاست پیشه مردی دنیوی باید سکان این کشتی طوفان زده را در کف با کفایت خویش بگیرد و آن را از میان غرنده امواج پر تلاطم به بندر نجات رهنمون گردد ؟
آشوریان این دو نوع رهبری را در فاصله ی دهه های آخر قرن نوزدهم تا دهه ی سوم قرن بیستم به اجبار آزمودند .
اویل قرن بیستم یکی از قدرتمندان روحانی متکی به ایمان و نبوغ خود وارد میدان شد . اگرچه سمبل فداکاری و ایثار بود و میزان ایثار وی تا به آن حدی بود که حتی از فداکردن خویشتن نیز در راه اهداف و آمال ملت خویش دریغ ننمود ولی با این همه نتوانست راهی به سوی کرانه ی نجات ، نجاتی دائمی بگشاید . ناگفته نماند این عدم موفقیت نه حاصل قصور وی بل زاییده ی عوامل طبیعی شأن و منزلت او بود . غیر سالکان راه او امین حلقه ی مریدانش نبودند لذا تیرهای کمانش از استعدادهای توان زا و لیاقت و شایستگی کارآمد مملو نبود . سالکان طریقت دیگر نسبت به او مستنکف و بیگانه بودند ، لاجرم او و قدرت او کاستی یافت و دشمن قوی پنجه و مکار بر او غالب گشت . او خویشتن به سان پروانه بسوخت لیکن هدف غایی حاصل نگشت .
به دنبال او سیاست پیشه مرد دنیوی ، پر توان و با قدرت و نابغه با اتکا به تاکتیک ها و تکنیک های متداول دنیای سیاست و رهبران سیاست پیشه سکان کشتی به دست گرفت و کوشید بندر نجات را لنگرگاه ملت خویش نماید . اما او نیز چون از سالکان ایمان عامه ی مردم نبود عامه او را پذیرا نگشت . تنها شد و منزوی گشت و دچار وهم و اشتباه شد و ناکام گردید و لاجرم غروب نمود و کشتی در میان تلاطم دریا سرگردان گشته و بازیچه ی امواج سهمگین طوفان حوادث شد .
صبح روز دهم آوریل سال 1968 زمانی که 21 نفر آشوری که نمایندگی 14 سازمان آشوری از ده کشور جهان را داشتند در شهر « پو » فرانسه به سالن هتل اروپا که اولین کنگره ی آشوریان در آن برگزار می شد قدم گذاشتند ، این تجربه ی تلخ تاریخی مدنظرشان بود و دقیقا می دانستند چه می خواهند و به دنبال چه گمشده ای کیلومترها راه را طی کرده اند تا در این محل حضور یابند . آنان به دنبال آنچه که نیاز واقعی قوم آشور بود آمده بودند و از ماهیت آن نیز باخبر بودند . آنان آگاه بودند آشوریان و سازمان ها و موسسات و بنیادهایشان می خواهند بین فعالیت هایشان هماهنگی ایجاد شود که از این راه ، یکپارچه و با قدرت و توانایی فراوان ئر جهت هدفی واحد گام بردارند .
آنان قبل از ورود به کنگره تصمیم خود را گرفته بودند و یک دل و یک جان ، چیز واحدی را جهت تحقق هدف محقق خویش می خواستند . آنان می خواستند در این کنگره برای آشوریانی که در سرتاسر جهان پراکنده اند رهبری بوجود آورند : یک رهبری دسته جمعی و جوشیده از قلب آشوریان و متکی به عامه ی آشوریان و معتقد به اهداف آشوری ... . بدین سان در اولین کنگره ی آشوریان جهان از تاریخ دهم تا سیزدهم آوریل سال 1968 اتحادیه ی جهانی آشوریان به عنوان رهبری آشوریان موجودیت یافت و رسالت خویش را در جهت تحقق اهداف و خواسته های تاریخی قوم آشور به عهده گرفت .
یکی از روزنامه های فرانسوی عصر روزی که تاسیس اتحادیه ی جهانی آشوریان بوسیله ی کنگره تصویب و اعلام گردید ضمن مقاله ای در خصوص این اقدام چنین نوشت :
« امروز آشوریان جهان در اولین کنگره ی خود با اعلام تاسیس اتحادیه ی جهانی آشوری ها به عنوان رهبری سیاسی و تاریخی قوم آشور رشد سیاسی خود را ظاهر و ثابت نمودند از تاریخ و مبارزات گذشته ی خویش تجارب گرانبهایی آموخته اند ، چون این تصمیم تاریخی موید این حقیقت است که آشوریان درد و دوای خویش را کشف کرده اند . البته نباید اندیشید که همین امروز یا فردا این ملت از همه ی دردها و آلامش نجات پیدا کرده و بیماری مزمن وی که قرن ها پیکرش را آزرده است بهبودی خواهد یافت . بلکه آنچه امروز در کنگره بوقوع پیوست سرآغاز گام برداشتن در جاده ای طولانی و پرفراز و نشیب به شمار می رود . ما برای این ملت رنج دیده و بیدار دل توفیق و پیروزی آرزو می کنیم . »
توفیق و پیروزی اتحادیه ی جهانی آشوری ها در راه احقاق حقوق تاریخی قوم آشور یک آرزو و یک خواسته برای نمایندگان شرکت کننده در اولین کنگره و همه ی آشوریان جهان می باشد : اما این توفیق چه سان و چه وقت و ظرف چه مدت و چگونه تحقق یافته و ظاهر خواهد شد موضوع بحث فوصل هشتگانه ی این کتاب است که طی آن فصول بررسی ها و پیشنهادهای لازم در این زمینه ارائه گردیده است .
اتحادیه ی جهانی آشوری ها بلافاصله پس از موجودیت با توجه به رسالت و تعهد تاریخی خود در پیشگاه آشوریان جهان و مسئولیت خطیری که به وی محول شده بود با تلاش و جدیت در جهت تعیین خط مشی و به مورد اجرا گذاشته برنامه های مصوب کنگره وارد عمل گردید .
کنگره های اتحادیه ی جهانی آشوریها
در کنگره ی سیزده اختلاف بزرگی در اتحادیه بوجود آمد و این اتحادیه به دو جناح تقسیم شد و یک جناح را مرحوم اپریم رئیس و جناح دیگر را دکتر ویلیام پیرویان رهبری می نمود . جناح نخست به رهبری مرحوم رئیس از سال 1981 تا 1987 تنها دو کنگره بشرح زیر منعقد نمود :
اول - کنگره ی لس آنجلس از 28 الی 31 اوت 1982
دوم - کنگره ی شیکاگو از 29 نوامبر الی 2 دسامبر 1985
جناح دکتر پیرویان چهار کنگره بشرح زیر منعقد نمود :
اول - کنگره ی تورنتو در سال 1982
دوم - کنگره ی سیدنی از 31 مارس 1984
سوم - کنگره ی لندن از 17 الی 24 اوت 1985
چهارم - کنگره ی شیکاگو از 24 الی 31 ژوئیه 1987
همزمان با برگزاری کنگره سال 1987 شیکاگو دو جناح اتحادیه جهت پیدا نمودن راه حل برطرف کردن اختلاف موجود وارد مذاکره و موافقت شد در ماه دسامبر سال 1987 کنگره ای در استکلهم سوئد با شرکت پانزده نماینده از هر جناح برگزار و هیئت رئیسه و دبیر کل واحدی انتخاب شود . کنگره ی مذکور به موقع برگزار و اختلاف هفت ساله ی اتحادیه برطرف شد . کنگره های بعد از کنگره ی سوئد سال 1987 به شرح زیر می باشد :
کلیه ی این کنگره ها در تصویب مقررات و تعیین خط مشی و برنامه ها برای تحقق اهداف ملی قوم آشوری نقش اساسی و تعیین کننده ای داشته اند و اصولا این کنگره ها حالت پارلمان ملی آشوریان را دارا می باشند و این نقش اساسی در کنترل و هدایت و برنامه ریزی صحیح اتحادیه بسیار موثر و مغتنم است .
در اولین کنگره ی آشوریان جهان که در سال 1968 در پوی فرانسه برگزار شد تشکیل اتحادیه ی جهانی تصویب و امور اداری و اجرایی آن نیز به سه دفتر به ترتیب زیر محول شد :
دفتر آسیایی ، دفتر اروپایی ، دفتر آمریکایی
اکنون بر این دفاتر دفتر اتحادیه در استرالیا نیز افزوده شده است .
در کنگره ی کلن در سال 1970 علاوه بر حفظ دفاتر اتحادیه پست دبیرکلی نیز در اتحادیه ایجاد شد که دبیرکل های اتحادیه به شرح زیر می باشند :
در سال 1985 کنگره در لندن اساسنامه ای را به تصویب رساند که در این اساسنامه هشت هدف اساسی برای اتحادیه ی جهانی آشوریان تعیین گردید .
این اهداف به شرح زیر می باشند :
اول - هدف نهایی اتحادیه ی جهانی آشوریان تحصیل سرزمین ملی آشوریان می باشد .
دوم - اتحادیه ی جهانی آشوریان در قبال توسعه ی همبستگی کامل بین ملت آشوری خود را متعهد می داند .
سوم - خدمت گزاری برای ملت مان در هر زمان ، کمک و مساعدت جهت حفظ و حراست از حقوق آنان
چهارم - ایجاد انگیزه و احساس مسئولیت و علاقه بین افراد ملت به صورتی که برای توسعه و گسترش فعالیت های آموزشی و فرهنگی دست به کار شوند .
پنجم - ترغیب و تشویق آشوریان تا به طور فردی و دسته جمعی به عنوان عضوی در اتحادیه ی جهانی آشوریان فعالیت نمایند .
ششم - به وجود آوردن احساس افتخار در مورد آشوری بودن و یک ملت که داری آرمانی واحد می باشد .
هفتم - مساعدت و رهبری در جهت استقرار نظم و انضباط سیاسی و ملی بین همه ی آشوریان
هشتم - دست یابی به خواسته های ملی در چهارچوب مسائل ملی و از طریق اعمال روش های صلح آمیز و منظم سیاسی
در تابستان امسال کنگره ی اتحادیه در سوئد و به مناسبت چهلمین سال تشکیل اتحادیه ی جهانی آشوریان برگزار خواهد شد .
با تشکر از دکتر پیرویان عزیز برای این مقاله ی کامل که مثل همیشه با عنایت خاص خود ما را مورد لطف قرار دادند.