" ما آذربایجان را به طور کامل از آشوری ها و ارامنه پاکسازی کرده ایم " . این ها سخنان " جودت بی " ، حاکم استان " ون " در ترکیه ی عثمانی بودند ، کسیکه در 24 آوریل 1915 ، بیست هزار سرباز ترک و ده هزار شورشی کرد را به سوی آغاز قتل عام آشوری ها ، ارامنه و یونانیان ساکن اطراف دریای سیاه هدایت کرد . تنها در سه سال ، 750 هزار نفر ( 75 درصد کل جمعیت ) آشوری ، یک و نیم میلیون ارمنی و نیم میلیون یونانی کشته شدند ...
ژوزف زایا ( 1906 - 2006 ) از قتل عام جان سالم به در برد . او در یکی از روستاهای کوهستان حکیاری ( جنوب شرق ترکیه ی فعلی ) به دنیا آمده بود . او تا نه سالگی در امپراطوری عثمانی زندگی کرد ، سالی که بخاطر خطر قتل عام ، به همراه خانواده اش مجبور به فرار شد . او به وضوح پیاده روی های طولانی ، گرسنگی ، تلف شدن ، سلاخی ، به چهار میخ کشیدن و سوزاندن ها را به یاد داشت .
" من ، برادرم و همسرش و چهار فرزندشان را در جلوی چشمانم از دست دادم . سه کرد و دو ترک برادرم را کشان کشان بردند و بازوانش را قطع کردند ، درست در مقابل چشمان من و همسر و فرزندانش . سپس به همسر و دختر یازده ساله اش تجاوز کردند ، در حالی که به او نگاه می کردند و او را مورد تمسخر قرار می دادند . سپس همه ی آنها را به ضرب گلوله کشتند ، ولی من را رها کردند . نمیدانم چرا . "
او چنین ادامه داد : " در حین فرارمان از طریق کوه ها ، اجسادی را که در دو طرف جاده رها شده بودند به یاد می آورم . اکثر زنان و کودکان داشتند گریه می کردند ولی کسی جرات نداشت برای کمک به بیماران و جمع کردن اجساد توقف کند چون همه می دانستیم که ارتش ترک ها و کرد ها درست پشت سرمان بودند .نوزادی را در حاشیه ی جاده به خاطر دارم که در حال تغذیه از مادر مرده اش بود . این تصویر تمام زندگانیم را اشغال کرده است . این چیزی است که ما آشوری ها هرگز نباید فراموش کنیم ، دنیا هم نباید فراموش کند . "
" آرنولد توینبی " ، مورخ مشهور بریتانیایی ، مانند تعداد بیشماری از مبشران مسیحی آمریکایی و آلمانی ، قتل عام را ثبت کرده است . مدارک او از 600 صفحه فراتر می رود و چنین عنوانی دارد : " دست نوشته ها و اسناد آرنولد توینبی از رفتار ترک ها با آشوری ها و ارامنه در سال های 1915و 1916 ، در امپراطوری عثمانی و شمال غرب پارس " . اسناد ملی دولت های بریتانیا ، فرانسه و آمریکا حاوی مجموعه ی عظیمی از مدارک مربوط به این قتل عام هستند . برای مثال ، اسناد دیپلماتیک فرانسه حاوی 45 نسخه از مدارک مربوط به مسئله ی قتل عام آشوریان در سال های 1915 تا 1940 هستند .
هیچ محقق بی طرفی نمی تواند وقوع این قتل عام وحشتناک را که اولین قتل عام قرن بیستم بود انکار کند . با این حال سیاست رسمی ترکیه که مصرانه نیز بر آن پا می فشارد مبتنی بر انکار قتل عام است . از نظر ترکیه قتل عامی اتفاق نیفتاده ، بلکه آنچه رخ داده " نزاع های قومی " بوده است . ترکیه حتی تا به آنجا پیش می رود که ادعا می کند ارامنه دست به طغیانگری زده بودند و در نتیجه یک جنگ رخ داده و افراد کشته شده جزو تلفات جنگ محسوب می شوند . این صحیح نیست ، و حتی اگر هم باشد ، چگونه می تواند سلاخی آشوری ها و یونانیان را توجیه کند ؟ آنها هیچگاه علیه امپراطوری عثمانی طغیان نکردند . آنها افرادی وفادار بودند تا زمانی که سرنوشت محتوم خویش را دریافتند ، و پس از آن نیز تنها به دفاع از خود برخاستند .
95 سال پس از آن واقعه ، تقریبا تمام دنیا پذیرفته است که ترک های عثمانی مقصر این قتل عام بوده اند . حتی کردها که بیشتر کشت و کشتار بر عهده ی آنها بوده این را پذیرفته اند . در روز 23 آوریل 1995 پارلمان در تبعید کردستان بیانیه ای صادر کرد با این محتوا که " بگذارید تاریخ اشاره کند که ما در پارلمان در تبعید کردستان در رنج بازماندگان و بستگانشان سهیم هستیم . ما به صراحت این عمل را تقبیح کرده و مقصران این توحش ، عثمانیان و نیروهای کرد همدستشان ، را محکوم می نماییم . ما از شما نیز تقاضا داریم چنین کنید " .
ولی ترکیه هنوز نمی پذیرد که با شرایط گذشته اش کنار بیاید . در نوامبر 2000 یک کشیش آشوری از کلیسای حضرت مریم کلیسای ارتدکس سریانی " دیاربکر " ( در ترکیه ) به خاطر اثبات قتل عام آشوری ها در سال 1915 دستگیر شد . " پدر یوسف " با خبرنگاران روزنامه ی ترک زبان " حریت " در دوران بررسی قطعنامه ی شماره ی 596 کنگره ی آمریکا که به قتل عام ارامنه مربوط میشد مصاحبه کرد . ظاهرا خبرنگاران امیدوار بودند بتوانند از زبان کشیشی مسیحی اعتبار هولوکاست آشوری - ارمنی - یونانی سال 1915 را زیر سوال ببرند ، ولی در عوض خشمگینانه با اثبات جسورانه ی " پدر یوسف " غافلگیر شدند . جسارت " پدر یوسف " همچنین کسانی را که او را ایمانداری موقر و مهربان توصیف می کنند غافلگیر کرده است . پس از مصاحبه ، خبرنگاران روزنامه ی " حریت " فتنه انگیزانه مقاله ای با تصویر " پدر یوسف " با صلیبی در دست و عنوان " خائنی در میان ما " منتشر کردند .
اخیرا در 6 دسامبر 2009 ترکیه به شدت نصب مجسمه ی یادبود قتل عام آشوری ها در شهر " فیر فیلد " استرالیا را زیر سوال برد . آقای " رنان سکراوغلو " ، سر کنسول ترکیه در استرالیا ، مخالفت خود با برپایی مجسمه ی یادبود قتل عام آشوریان را ابراز و قتل عام آشوریان در جنگ جهانی اول را انکار کرد . او تصدیق کرد که در آن دوران " تراژدی " هایی برای " هر دو سو " اتفاق افتاده است .نهایتا مجوز نصب مجسمه صادر شد .
به رسمیت شناختن قتل عام و کنار آمدن با شرایط آن به نفع ترکیه است . برای جوامع آشوری ، ارمنی و یونانی ، به رسمیت شناختن این کشتار جمعی مهمترین امر است . مسئله غرامت نیست ، بلکه نیاز ساده ای برای اعتراف به یک عمل غیر قابل قبول است .
در تکرار وحشتناک سرنوشت ، قتل عام دیگری برای آشوری ها در سال 1933 رخ داد ، قتل عام سمل در شمال عراق . این قتل عام الهام بخش محقق مشهور قتل عام ها ، " رافائل لمکین " بود تا سکه ای به نام قتل عام ضرب کند . " دکتر لمکین " در سال 1933 به شدت تحت تاثیر قتل عام آشوری های مسیحی توسط عراقی ها قرار گرفت . اندوه وی با خاطراتش از قتل عام ارامنه در جنگ جهانی اول توسط ترک ها ترکیب شد و این حقوقدان بین المللی شروع به بررسی این اعمال به عنوان جرم کرد تا دنیا را از آنها بر حذر دارد و از وقوعشان جلوگیری کند . او اولین لایحه ی پیشنهادی خود را برای غیر قانونی کردن چنین " اعمال وحشیانه " ای در همان سال به شورای حقوقی مجمع ملل تقدیم کرد .
در 4 مارس 2010 ، کمیته ی امور خارجه ی مجلس نمایندگان آمریکا به محکومیت کشتار جمعی ارامنه رای مثبت داد . ترکیه سفیر خویش را فراخواند . " واهه ماگاریان " ، نماینده ی سین سیناتی ، در نامه ای سرگشاده به نیویورک تایمز ، پیشنهاد داد که سفیر فراخوانده شده ی ترکیه " به جای پرواز به میهنش ، باید وادار به راهپیمایی تا سرزمینش شود " . " راهپیمایی های اجباری " از راه های محبوب مسافرت در آخرین روزهای امپراطوری عثمانی بودند . مفسر برجسته ی ترک ، " جان دوندار " مقاله ای با این عنوان نوشت : " آیا ما میخواهیم تمام سفرایمان را فرا بخوانیم ؟ " . او چنین اظهار کرد که " تا سال 2015 ، که صدمین سالگرد قتل عام ارامنه خواهد بود ، هیچ کشوری در سراسر جهان باقی نخواهد ماند که ترکیه را به خاطر این قتل عام محکوم نکرده باشد . آیا زمان آن فرا نرسیده که ما تحقیق کنیم پدرانمان 95 سال پیش چه اعمال کثیفی را انجام داده اند ؟ آیا ما نباید بپرسیم ما چه کار اشتباهی کرده ایم ؟ " .
در 11 مارس 2010 ، پارلمان سوئد به " به رسمیت شناختن قتل عام آشوریان ، ارامنه و یونانیان ساکن اطراف دریای سیاه " رای مثبت داد .این قتل عام توسط بیش از بیست کشور دیگر نیز به رسمیت شناخته شده است ولی همواره عنوان " قتل عام ارامنه " را داشته است ، ولی در سوئد آشوری ها و یونانیان ساکن اطراف دریای سیاه نیز به عنوان قربانیان این سلاخی های وحشیانه ذکر شدند . این موضوع باعث شد بحرانی سیاسی بین کشورهای ترکیه و سوئد پدید آید . سفیر ترکیه فراخوانده شد ، نخست وزیر سوئد ، " فردریک راینفلدت " ، با همتای ترک خود ، " رجب اردوغان " ، تماس گرفت و به خاطر این رای مثبت از وی عذرخواهی کرد . وزیر امور خارجه ی سوئد ، " کارل بیلدت " ، این رای را " غمگینانه و احمقانه " خواند . ناگهان دموکراسی سوئدی توسط رهبرانش به فراموشی سپرده شد . ترکیه از موقعیت استفاده کرد و چالش عظیمی شامل تهدید کردن آشوری ها و ارامنه به راه انداخت . فدراسیون آشوری های سوئد با انتشار مصاحبه ای که در سال 2006 با " راینفلدت " انجام شده بود ، و در آن وی اشاره کرده بود که در صورت انتخاب به عنوان نخست وزیر برای به رسمیت شناخته شدن قتل عام خواهد جنگید ، مقابله به مثل کرد .
این برای هر دو دولت ترکیه و سوئد بسیار شرم آور شد و دو هفته ی بعد سفیر ترکیه به استکلهم بازگشت و تمام تیتر های مجلات بین المللی سوئد فراموش شد . این نشان می دهد که ترکیه دریافته است که تهدید آشوریان نمی تواند موفق باشد .
این موضوع همچنین این قدرت را به " ژوزف زایا " و سایر شاهدان عینی می دهد که آنها و خانواده هایشان هرگز فراموش نخواهند شد .
منبع : http://www.aina.org/releases/20100423163631.htm
ارسال شده در مورخه : شنبه، 19 تير ماه ، 1389 توسط emoghadas